"هوالمحبوب"
من دیدم عابری دعا می خرید!...
و ثروت می فروخت!...
من دیدم قلبی ، عشق گدایی می کرد!...
شاید گلی پژمرده باشد ...
شاید ...
لذتی بود در تبسم ...
لذتی بود در استشمام بهار ...
لذتی بود در لمس گلبرگ بنفشه ...
لذتی بود در نگاهی ... ژرف ... ژرف تر از ایمان ... به آسمان ...
لذتی بود در درک سیاهی شب ...
لذتی بود در هم صحبتی شقایق ...
لذتی هست ...
آری ... لذتی ...
عابران خیابان متروکه ی دل را صدا کنید ... آرام ...
بگویید دلم تنگ شده ...
بگویید ...
دلم برای یک لبخند ... برای یک صدا ... تنگ شده ...
بگویید ...
دلم برای ناله ی ساز ... عشوه رز ... لبخند بهار نارنج ...
برای استواری سپیدار ... برای آواز رود ...
دلم برای زندگی تنگ شده ...
بگویید ... بگویید ...
آرزوی عابران خیابان ، تن تقدیر را می لرزاند ...
بگوییدشان ...
کسی در شب صدایشان می کرد ...
بگویید ...
* * * * * * * * * *
پیوست۱:
۳۰ اردیبهشت ، تولد داداش ممد عزیز رو به ایشون - که البته مدتیه که در جمع ما نیست - تبریک میگم ![]()

* * * * * * * * * *
پیوست۲:یه تشکر جانانه هم از خانوم گل مهربونم - سلطان بانوی عزیزم - دارم به خاطر لطفی که به من داشت ... با وجود کارای زیادش منو از یاد نبرد ... مدتی بود که توی قسمت لینکام آشفتگی بود و تو قسمت کادر اصلی مشکل داشتم که سلطان بانوی عزیز با ذوق و سلیقه اونو برام رفع کرد ... خانومی بی نهایت ممنون
...
* * * * * * * * * *
"در پناه خدا،شاد باشین وامیدوار"![]()


