تبليغاتX
ღ کلبه ی خانوم کوچولو ღ
فریادهای خاموشی... 
 

 

"هوالمحبوب"

 

 

دریا... ـ صبور و سنگین ـ

                                می خواند و می نوشت:

... من خواب نیستم!

خاموش اگر نشستم،

                                مرداب نیستم!

روزی که بر خروشم و زنجیر بگسلم!

روشن شود که آتشم و آب نیستم!

 

* * * * * * * * * *

گم شدم ... میرم تا شاید خودمو پیدا کنم ...

* * * * * * * * * *

درپناه خدا

 

 

| +|

یادگاری از ღ خانوم کوچولو ღدرسه شنبه 23 خرداد1385 ساعت14:45
درس هفتم:مناجات... 
 

 

"هوالمحبوب"

 

 

"اللهَّم صَلِ عَلی فاطِمَة و أبیها وَ بَعلِها وَ بَنیها وَ سِرِّ المستَودِعِ فیها بِعَدَدِ ما أحاطَ بِه عِلمُکَ" 

فاطمه الزهرا

 

خدایا!

مرا به آنچه روزی ام داده ای،قانع دار...

خدایا!

عفت مرا محفوظ دار و عافیت و سلامت را همواره نصیبم فرما...

خدایا!

مرا به هنگام مرگ مشمول رحمت و غفران خاص خویش فرما...

خدایا!

آنچه را که بر من مقدر ساخته ای،سهل و آسان بدار و آنچه روزی من نیست مرا در بدست آوردن آن کمک مفرما...

خدایا!

پدر و مادروکسانی که حقوقی بر عهده ی ما دارند را به بهترین شکل کفایت بفرما...

خدایا!

مرا برای آنچه که خلقم کرده ای فراغت عنایت فرما و در آنچه خودت کفیل آن گشته ای مشغول مدار...

خدایا!

در حالی که از تو طلب رحمت دارم مرا عذاب مفرما و در حالی که از تو درخواست می کنم محرومم مدار...

خدایا!

نفس مرا خوار و ذلیل و مقام خود را نزد من بزرگ فرما و اطاعت از عوامل خشنودی خودت را به من الهام فرما و اجتناب از آنچه مایه ی غضب توست،عنایت بدار...

ای بخشنده ترین بخشندگان جهان...

                                                                 فرازی ازدعای حضرت فاطمه (س)

 

* * * * * * * * * *

۱۳ جمادی الاول سالروز شهادت عالمه ی محدثه " حضرت فاطمة الزهرا (س) " (به روایتی) را تسلیت عرض می کنم.

در ایام فاطمیه التماس دعای مخصوص دارم.

* * * * * * * * * *

در پناه خدا و التماس دعا

 

 

| +|

یادگاری از ღ خانوم کوچولو ღدرپنجشنبه 18 خرداد1385 ساعت16:29
زنگ تفریح.... 

 

 

 

" هوالمحبوب"

 

 

سلام به شما دوستان عزیز وهمراه همیشگی کلبه ی خانوم کوچولو و مدرسه ی عشقمون...

دیگه نوبتی هم باشه نوبت زنگ تفریحه...

من حواسم نیست و یه ریز دارم حرف میزنم ، شما چرا نمی گین خسته نباشی!!!(می دونین که رسمه برای اینکه کلاس تعطیل شه به استاد یا معلم می گن خسته نباشی)

راستش مسبب این پست آلوچه ی گلم بود ... یه سری سوال پرسیده که گفتم بهتر جواب بدم و برای شما هم یه تنوعی بشه...

سلام خانومی
ممنون از لطف همیشگیت. ایشالا سایه لطفت همیشه بر سرای آلوچه افکنده بشه! (نه دیگه این جوری... یه کم برو اون ورتر بذار هوا بیاد!)
اگه جلوی جمع زشت نبود چه بسا ماچت هم می کردم!!

چند تا سئوال ریز و درشت هم دارم. به ترتیب الویت خودت جواب بده!

1. عکس این بچه چه نسبت مستقیم یا غیر مستقیمی با تو داره؟ (گیر!)
2. چه جوری میشه تفکر در حلقه حیات تکرار بشه؟
3. چرا هر جا من میرم این هزار پا (بلا نسبت شما) هم میاد؟
4. اون روان نویس چند خریدی؟ (کنار دسته گل)
5. چرا در کلبه ات قیژ صدا می ده؟
6. چرا پلاکت 22 ؟
7. چرا من این همه سئوال می کنم؟!

لطفا جواب هات به صورت روشن و قانع کننده با مداد مشکی نرم پررنگ روی کاغذ صورتی بنویس و بیرون صندوق پستی ام بنداز!
ممنون.
قربان شما: آ. ه. (آلوچه هندی)

و اما جواب سوالات...

۱. این عکس یه بچه جیگیل و ناز و خوشگه آخه یکی به من بگه خانوم کوچولو و این بچه چه شباهتی با هم دارن؟!

۲.به راحتی...

۳.خب باید یه جوری معلوم بشه که اینجا کلبه ی خانوم کوچولو...بعدشم مگه هزارپا دل نداره بیاد اینجا؟!....

۴.راستشو بخوای هرچی به فروشنده اصرار کردم ارزون تر نداد!...

۵.با توجه به اینکه بعضی وبلاگا تیریپ آهنگ دارن...خانوم کوچولو چون امکاناتش رو نداشت تصمیم گرفت که یه موسیقی متن بدون خرج اینجا بذاره!...

۶.خب ... به نکته ی خوبی اشاره کردی... اینو می ذارم به عهده ی خودتون...اگه گفتین ۲۲ یعنی چی؟!...

۷.به نظر خانوم کوچولو این مسئله ژنتیکیه و مثل گلبولهای خون تو رگهای تو جاریه...سه سال که ور دل هم بودیم این مسئله رو به من اثبات کرد...

خب خانوم گلم امیدوارم که جوابای خانوم کوچولو مشکلت رو حل کرده باشه...

دوستای مهربون اگه شما هم جواب و یا احیاناْ سوالی دارین بفرمایین....

و در آخر برای موفقیت تمام دوستای دانشجوی عزیزمون دعا کنیم...

با اجازه ی همگی...

* * * * * * * * * *

۵ ربیع الاول خجسته میلاد بانوی کربلا - حضرت زینب (س) - و روز پرستار بر شما مبارک.

۱۴خرداد ، سالروز رحلت امام خمینی (ره) ، و سالروز قیام ۱۵ خرداد را تسلیت عرض می کنم.

* * * * * * * * * *

در پناه حق

 

 

| +|

یادگاری از ღ خانوم کوچولو ღدرپنجشنبه 11 خرداد1385 ساعت23:26
درس ششم:شیطان! 
 

"هوالمحبوب"

 

 

 

 

می دونی چرا خدای خوب و مهربون شیطان رو برای همیشه از درگاه خودش طرد کرد؟!

خیلی ساده ست...

چون فرمان خدا رو برای سجده به انسان اطاعت نکرد!

و حالا...

بی وفایی بعضی از ما آدما رو ببین که از خدای خوب و مهربونمون رو برمی گردونیم و حلقه ی بندگی شیطان رو به گردنمون میندازیم!!!

* * * * * * * * * *

پناه می برم به خدا از شر شیطان رانده شده

* * * * * * * * * *

پیوست۱:یکی از همراهان کلبه ی خانوم کوچولو بزرگ  -  مطلبی رو در مورد درس این هفته نوشته بودن که فکر کردم خوندن اون برای شما عزیزان هم خالی از لطف نیست...

بزرگ بی نهایت ممنون...

ابلیس شبی رفت به بالین جوانی آراسته با شکل مهیبی سر و بر را...

گفتا که منم مرگ واگر خواهی زنهار باید بگزینی تویکی زین سه خطر را...

یا آن پدر پیر خودت را بکشی تو یا بشکنی از مادر خود سینه وسر را...

یا خود ز می ناب بنوشی دو-سه ساغر تا آنکه بپوشم ز هلاک تو نظر را...

لرزید ازاین بیم جوان برخود و جاداشت کز مرگ فتد لرزه به تن ضیغم نر را...

گفتا پدر و مادر من هردو عزیزند هرگز نکنم ترک ادب این دو نفر را...

لیکن چو به می دفع شر ازخویش توان کرد مینوشم و با آن بکنم چاره شر را...

جامی دو بنوشید و چو شد خیره ز مستی هم مادر خود زد وهم کشت پدر را...

(ایرج میرزا)

* * * * * * * * * *

پیوست۲:اگه یادتون باشه تو کلبه ی قبلی خانوم کوچولو داستانی در مورد شیطان گفته بودم...

عزیزانی که اون داستان رو نخوندن و یا دوست دارن دوباره بخونن می تونن به قسمت "ادامه مطلب" مراجعه کنن...

* * * * * * * * * *

التماس دعا

 


ادامه مطلب
| +|

یادگاری از ღ خانوم کوچولو ღدرپنجشنبه 4 خرداد1385 ساعت15:30