تبليغاتX
ღ کلبه ی خانوم کوچولو ღ
حرفهای نگفتنی... 
 

 

" هوالمحبوب "

 

حرف هایی هست برای نگفتن

و ارزش عمیق هرکسی

به اندازه ی حرف هایی است که برای نگفتن دارد ...

و کتاب هایی نیز هست برای ننوشتن

و من اکنون رسیده ام به آغاز چنین کتابی

که باید قلم را بکنم و دفتر را پاره کنم

و جلدش را به صاحبش پس دهم

و خود به کلبه ی بی در و پنجره ای بخزم

و کتابی را آغاز کنم که نباید نوشت ...

...

" دکتر شریعتی "

* * * * * * * * * *

پیوست۱: یه زمانی به جایی می رسی که هرچی فکر می کنی نمی فهمی داره دور رو برت چه اتفاقی میافته ... نمی دونی باید چه تصمیمی بگیری! ... این جور وقتا چی کار می کنی؟!

پیوست۲: یه وقتا دلم می خواد قبل از اینکه اتفاقی بیافته بفهمم ... از اینکه تو بلاتکلیفی هستم دیوونه میشم  ... آخه من چیکار کنم؟!

* * * * * * * * * *

التماس دعا


 

| +|

یادگاری از ღ خانوم کوچولو ღدرسه شنبه 24 مرداد1385 ساعت11:11
خیلی ویژه... 
 

 

" هوالمحبوب "

 

حزب الله

 

دارم می میرم از حس غرور  ...

چه لذتی داره می بینی که یه دنیا آدم برای پیروزی مسلمونا جشن می گیرن ...

الان ساعت ۹:۱۰ شب ... دوشنبه ۲۳/مرداد ...

از ساعت ۹ صدای  " الله اکبر " تمام محله رو پر کرده ... حس غروری بهم دست داد که وصف شدنی نیست ...

نتونستم از نوشتن این حس بگذرم  ...

اینکه باورت میشه هنوز مردمی داری که غیرت دارن  ...

وقتی می بینی که دارن گل و شیرینی پخش می کنن  ... وقتی می بینی که با تمام وجود شادن  ...

خدایا این قشنگیها رو از ما نگیر  ...

گرچه سی و خورده ای روز تو یه گوشه ی دنیا یه عده بچه مسلمون تو جنگ و خون بودن ولی تو ، عیدی ماه رجب رو بهمون دادی  ....

ازت ممنونیم ...

 

  پیروزی سپاه اسلام بر سپاه کفر رو به همتون تبریک میگم

" الا ان حزب الله هم الغالبون "

* * * * * * * * * *

پیوست۱: خواستم با این نوشته ها هر چند کوتاه و یکمی بی دقت خوشحالیمو با شما قسمت کنم ...

پیوست۲: انشالله که به حق همین روزهای عزیز دل همه شاد شه ...

پیوست۳: این پست حسابی ویژه و داغ داغ بود ...

* * * * * * * * * *

در پناه حق

 

 

| +|

یادگاری از ღ خانوم کوچولو ღدردوشنبه 23 مرداد1385 ساعت21:25
خانوم کوچولو (1) ... 

 

 

" هوالمحبوب "

 


نوشتن در مورد به نفر خيلي سخته ، اونم تو همچين دنيايي که فقط ميشه با نوشته هات مي توني با ديگران زندگي کني ...

خانوم کوچولو يه دختر ايرووني مثل خيلي دختراي ديگه با همون خصوصيات و خلقيات و با يه تفاوتهاي کوچولو ...

دختري مغرور اما با احساس ، با اعتماد به نفس بالا و اعتقادات خاص ... بي نهايت سرکش و رام نشدني ...

خدا نياره اون روزو که رگ غيرت سيديش بزنه بيرون ، ديگه هيچکس حريفش نميشه ...

اهل تجزيه و تحليل ... به راحتي هر چيزي رو نمي پذيره ...

شعار زندگيش هميشه اين بوده و هست و خواهد بود : " اونچه که من دارم بهترينه "

عاشق مامان و بابايي و خونواده ...

با کوچکترين اتفاقها خوشحال ميشه ، گرچه رفته جز آدم بزرگا!!! ولي همچنان کودک درونش سرحال و سرزنده هست ...

از موقعي که به دنيا اومد اسم " خانوم کوچولو " رو با خودش يدک ميکشه ،اين اسم انتخاب باباي مهربونشه و با اينکه مثلاً ديگه خانوم شده!!! ولي همچنان خانوم کوچولوي باباست ...

خانوم کوچولو به ظاهر توي اين دنياي پر زرق و برق زندگي ميکنه ولي تو دلش يه دنيا پر از پاکي و معصوميت  و سادگي داره  ...

هميشه سعي کرده که ديگران رو دوست داشته باشه  و براشون ارزش قائل باشه ...

اگه تصميمي بگيره کمتر کسي مي تونه اونو از هدفش برگردونه ...

هميشه اينو به ياد داشته که افسوس روزهاي گذشته رو نخوره و از تجربياتش براي حال و آينده ش استفاده کنه ...

تکيه و پناهش بعد خداي بزرگ و مهربون  ، بابا و مامانش هستن و هر آنچه که داره و نداره رو لطف خدا مي دونه ... چون که داده هاي خدا رو نعمت و رحمت ميدونه و نداده هاش رو حکمت .


* * * * * * * * * *


پيوست1: نمي دونم اين حرفها مي تونست توصيفي از خانوم کوچولو باشه يا نه ولي خانوم کوچولو خودشو در همين حد شناخته  ....
پيوست2: انشالله حرفهاي بعدي باشه براي پست هاي بعد  ...
پيوست3: شرمنده که بازم مجبور شدم نظرات رو تاييدي کنم ... فکر مي کنم اينطوري بهتر باشه  ...

* * * * * * * * * *
در پناه حق


 

| +|

یادگاری از ღ خانوم کوچولو ღدرجمعه 20 مرداد1385 ساعت15:41
پدر ... 
 

 

 

" هوالمحبوب "

 

۱۰ رجب میلاد با سعادت امام محمد تقی (ع) - جواد الائمه - و
۱۳ رجب میلا با سعادت و پر بر کت امیر مومنان  حضرت علی (ع)
را تبریک و تهنیت عرض می کنم.

و همچنین " روز پدر "  رو به تمام بابای خوب و مهربون و دوست داشتنی 
از جمله بابای گل خودم  تبریک میگم.

* * * * * * * * * *


4 ساله بودی: پدرم هر کاری رو می تونه انجام بده ...

5 ساله بودی: اون خیلی قوی و باهوشه ...

6 ساله بودی: پدرم از پدر تو باهوش تره ...

7ساله شدی: بابای من از بابای تو قویتره ...

8 ساله شدی: همه چیز رو هم نمی دونه،خیلی چیزها رو نمی دونه !...

1۰ساله شدی: اون موقعها که پدرم پسر بچه بود همه چی فرق میکرد !!...

12 ساله شدی: پدرم هیچی در این مورد نمیدونه ... پیر شده بچگیش یادش نمیاد !!!...

14 ساله شدی: زیاد حرفهای پدرم رو تحویل نگیر ، خیلی پرته !!!!...

18 ساله شدی: درک نمیکنه !... نمی شه هر حرفی رو بهش زد ... شوت میزنه !!!!!...

21 ساله شدی: به طور مایوس کننده ای پدرم هیچی حالیش نیست !!!!!!....

25 ساله شدی: بد نیست ازش بپرسم نظرش در این مورد چیه ... هرچی باشه تجربه داره ...

35 ساله شدی: ترجیح میدم با پدرم مشورت کنم ...

40 ساله شدی: موندم چطوری تونست از پس این کار بر بیاد ... چقدر عاقله ...

50 ساله شدی:حاضرم همه چیزمو بدم که " پدر " برگرده تا من بتونم باهاش حرف بزنم ............

<><><><><><><><><><><><><><><><><><>
برای سلامتی و طول عمر پدر و مادرهای عزیزمون دعا می کنیم  و برای پدر و مادرهای

عزیزی که دیگه در جمع ما نیستند طلب مغرفت  ... برای شادی روح اون عزیزان صلواتی می فرستیم ....
<><><><><><><><><><><><><><><><><><>

 

پیوست۱: شرمنده برای اینکه مدتی تاخیر داشتم و باعث نگرانی بعضی از عزیزان شده بودم و ممنون از دوستانی که جویا شده بودن ... سعی می کنم دیگه تکرار نشه ...

پیوست۲: ممنون از همه ی دوستانی که در پست قبلی با نوشته های قشنگشون به من دلگرمی دادن و با تمام وجودم از خدا می خوام که در این روزهای عزیز حاجت همه ی حاجت مندان رو روا کنه ...

پیوست۳: سلطان بانوی عزیزگفته بود که: " میشه از این به بعد در مورد خودت بیشتر بنویسی تو وبلاگت؟؟؟ " ... چشم به روی چشم .. انشالله چند پست رو به این مسئله اختصاص میدم ... من نمی دونم باید چی بگم ... اگه سوالی داشتین برام کامنت بذارین تا در موقعیت مناسب من شجره نامه ام رو بنویسم ...

پیوست۴: تو این مدت نتونستم به دوستان عزیزی که آپ کردن سر بزنم ... انشالله تو همین چند روز جبران می کنم ... از مطالب قشنگی محروم شدم ...

پیوست ۵: بازم شرمنده که طولانی شد  ...

* * * * * * * * * *
در پناه خدا

 

 

| +|

یادگاری از ღ خانوم کوچولو ღدرجمعه 13 مرداد1385 ساعت12:4
لیلة الرغائب (شب آروزها)... 

 

" هوالمحبوب "

 

... لیلة الرغائب ...

شاید اسم این شب رو زیاد شنیده باشیم ولی تو کتاب "المراقبات" مطلبی رو  در فضیلت این شب بزرگ دیدم و ازت می خوام که با دقت بخونی ...

از پیامبر اکرم (ص) روایت شده است که فرمودند:

از اولین شب جمعه در ماه رجب غافل نشوید ... زیرا شبی است که فرشتگان آن را " لیلة الرغائب " می نامند ...

این نامگذاری از آن جهت است که هنگامی که یک سوم از شب گذشت هیچ فزشته ای در آسمانها و زمین نمی ماند مگر اینکه در کعبه و اطراف آن جمع می شوند ... آنگاه خداوند بطور غیر منتظره ای بر آنان وارد شده و می فرماید:

ای فرشتگانم! هر چه می خواهید از من در خواست کنید ...

فرشتگان عرض می کنند:

حاجت ما این است که از روزه داران رجب درگذری ...

خداوند می فرماید:

این کار را انجام دادم ...

بهتر است کسی که این حدیث را می شنود ، در این شب ، زیاد بر فرشتگان صلوات فرستاده تا تکلیفی را که آیه تحیت - سوره نسا...آیه ۸۶ - به عهده ی ما گذاشته به اندازه توانایی انجام داده باشد ...

التماس دعا

سپس رسول خدا فرمودند:

کسی که روز پنجشنبه اول رجب را روزه گرفته و سپس نماز مخصوص این شب (در قسمت ادامه مطلب) بجا آورد ... قسم به کسی که جانم در دست اوست ، هیچ بنده یا کنیزی - از بندگان و کنیزان خدا - این نماز را بجا نمی آورد ، مگر اینکه خداوند گناهان او را می بخشد ... گرچه گناهان او مثل کف دریا و به عدد شن و به وزن کوهها و به عدد برگهای درختان باشد ... و روز قیامت هفتصد نفر از خویشان خود را که همگی سزاوار آتش باشند شفاعت می کند ...

و در شب اول قبر خداوند ثواب آن را به بهترین صورت ، با روی گشاده و خندان و زبان فصیح برای او می فرستد که می گوید:

ای محبوب من! مژده بده ... از هر سختی نجات پیدا کردی...

می پرسد : تو کیستی؟! ... رویی بهتر از روی تو ندیده و بویی به خوشبویی تو به مشامم نرسیده ...

جواب می دهد : ای محبوب من! من ثواب آن نمازی هستم که در فلان شب ، فلان منطقه ، فلان ماه و فلان سال بجا آوردی ... امشب آمده ام تا حقت را ادا کرده ، مونس تنهایی تو بوده و وحشتت را از بین ببرم ... و در عرصه ی قیامت بر سرت سایه افکنم ... و تو هرگز خیری را از جانب مولایت از دست نخواهی داد ...

* * * * * * * * * *

حلول ماه رجب و اول رجب میلاد با سعادت امام محمد باقر (ع) - باقر العلوم - را تبریک و تهنیت عرض می کنم.

* * * * * * * * * *

پیوست ۱: اگه قرار باشه برای خانوم کوچولو و بقیه یه آرزو داشته باشی ... اون آرزو چیه؟!

پیوست ۲: التماس دعای مخصوص دارم در این ایام و روزها با شکوه و پر برکت ... تو راز ونیازهاتون خانوم کوچولو و خانوادش رو فراموش نکنین ...

باز هم برای سلامتی و شفای مامان ازتون التماس دعا دارم ... انشالله که به حق این روزهای مبارک سلامتی کامل رو بدست بیارن ...

پیوست ۳: روز جمعه ۶ مرداد ... امتحان مهمی دارم که به نوعی روی آینده زندگیم تاثیر میذاره ... بی نهایت برام دعا کنین که بتونم موفق بشم ...

پیوست ۴: ببخشین که طولانی شد ...

* * * * * * * * * *

در پناه خدا و التماس دعا

 

 

نماز شب " ليلة الرغائب " :

در بين نماز مغرب و عشا دوازده رکعت نماز بجا آورده ... هر دو رکعت به يک سلام و در هر رکعتي سوره فاتحه (حمد) يک بار...

انا انزلناه في ليله القدر (قدر) سه بار ...

و قل هو الله احد (توحيد) دوازده بار ...

و هنگامي که نمازها تمام شد ... هفتاد مرتبه اين صلوات  " اللّهمَ صَلٍ عَلي محّمدٍ النَّبِيِّ الاُمِيِّ وَ عَلي آلِهِ " ...

سپس در سجده هفتاد بار بگويد: " سُبُّوحٌ قُدّ ُوسٌ رَبّ ُ المَلائِکَةِ وَ الرُّوح ٍ "

سپس سر خود را بلند کرده و بگويد:
" رَبِّ اغفِر وَ ارحَم وَ تَجاوَز عَمّا تَعلَمُ إنَّکَ أنتَ العَلِيُّ الأعظَم ُ "

آنگاه بار ديگر به سجده رفته و در سجده همان چيزي را بگويد که در سجده اول گفت و سپس حاجت خود را از خدا بخواهد...

انشالله تعالي بر آورده مي شود.


 

 

| +|

یادگاری از ღ خانوم کوچولو ღدردوشنبه 2 مرداد1385 ساعت21:39