تبليغاتX
ღ کلبه ی خانوم کوچولو ღ
روز عشق ... 
 

" هوالمحبوب "

 

می‌دانم دل نبستن به جشن‌های این و آن در این روزگار غمگین و پر از گرفتاری سخت است ...!
می‌دانم که هر بهانه‌ای برای شاد بودن در این روزگار غنیمت است!

با این همه فقط یک نکته کوچک:
شما که می خواهید شاد باشید..
شما که می‌خواهید به عشقتان هدیه بدهید..
اگر تنها کمی در میان این هیاهو نیمه علاقه‌ای هم به این کهن سرا دارید..
برایتان فرقی می‌کند که هدیه‌ی تان را به جای 14 فوریه (25 بهمن ماه)، 29 بهمن ماه بدهید؟

بهترنیست به جای اینکه از ماه‌های دیگران استفاده کنیم ، از ماه خودمان استفاده کنیم؟
آیا بهتر نیست به جای اینکه زادمرگ یک کشیش مسیحی را جشن بگیریم، یک جشن کهن خودمان را زنده کنیم؟
آیا بهتر نیست یک جشن چند هزارساله‌ی ایرانی را به جای یک جشن چندصدساله اروپایی جشن بگیریم؟
آیا بهتر نیست به جای ولنتاین غربی ، که هیچگونه به زبان فارسی نمی‌آید، اسفندگان (سپندارمزگان) را جایگزین کنیم؟

نگویید که هم این خوب است هم آن، خواهش می کنم نگویید!!!

در این هجوم تبلیغاتی وسیع که در حال غرق شدن هستیم اگر کمی شل بدهیم تا صد سال دیگر هیچ چیز از ما باقی نمی ماند...
آنقدر حجم تبلیغاتی غرب بالا است که کافی است کوچکترین چیزی از آنان را وارد کنیم تا دیگر هیچ جایی برای رسوم خودمان نماند.
می دانم بسیار چیزهای مهم‌تر وجود دارد. اما، بیایید تا این جشن به مغز استخوانمان رسوخ نکرده، جشن اسفندگان (سپندارمزگان) را جایگزینش کنیم.

کمی فکر کنید :
آیا جشن یلدا بد است ؟!
نوروز و چهارشنبه سوری بد است ؟!
پس چرا  اسفندگان (سپندارمزگان) چند هزار ساله که آغازش پشت زمانها گم شده است بد باشد... ؟!!
 
ما حتي به اين هم بسنده نكرده ايم!
اين روزها مردم برگزاري جشن ها و مناسبت هاي خارجي را نشانه تجدد، تمدن و تفاخر مي دانند.
سفره هفت سين نمي چينند، اما در آراستن درخت كريسمس اهتمام مي ورزند!

جشن شب يلدا كه به بهانه بلند شدن روز، براي شكرگزاري از بركات و نعمات خداوندي برگزار مي شده است را نمي شناسند ، اما همراه و همزمان با بيگانگان Thanks Giving یا روز شكرگزاري برپا مي كنند!
همه چيز را در مورد Valentine و فلسفه نامگذاريش مي دانند، اما حتي اسم "سپندار مزگان" به گوششان نخورده است.
 
چند ساليست حوالي 25 بهمن ماه (14 فوريه) كه مي شود هياهو و هيجان را در خيابان ها مي بينيم. مغازه هاي اجناس كادوئي لوكس و فانتزي غلغله مي شود. همه جا اسم Valentine به گوش مي خورد. از هر بچه مدرسه اي كه در مورد والنتاين سوال كني مي داند كه :
"در قرن سوم ميلادي كه مطابق مي شود با اوايل امپراطوري ساساني در ايران، در روم باستان فرمانروايي بوده است بنام كلوديوس دوم. كلوديوس عقايد عجيبي داشته است از جمله اينكه سربازي خوب خواهد جنگيد كه مجرد باشد. از اين رو ازدواج را براي سربازان امپراطوري روم قدغن مي كند. كلوديوس به قدري بي رحم وفرمانش به اندازه اي قاطع بود كه هيچ كس جرات كمك به ازدواج سربازان را نداشت. اما كشيشي به نام والنتيوس( والنتاين ) ، مخفيانه عقد سربازان رومي را با دختران محبوبشان جاري مي كرد. كلوديوس دوم از اين جريان خبردار مي شود و دستور مي دهد كه والنتاين را به زندان بيندازند. والنتاين در زندان عاشق دختر زندانبان مي شود .سرانجام كشيش به جرم جاري كردن عقد عشاق،با قلبي عاشق اعدام مي شود...بنابراين او را به عنوان فدايي وشهيد راه عشق مي دانند و از آن زمان نهاد و سمبلي مي شود براي عشق ...! "
 
اما كمتر كسي است كه بداند در ايران باستان ، روزي موسوم به " روز عشق " بوده است!

جالب است بدانيد كه اين روز در تقويم جديد ايراني دقيقا مصادف است با 29 بهمن ، يعني تنها 4 روز پس از والنتاين فرنگي! اين روز اسفندگان (سپندارمزگان) نام داشته است.

سپندار مذگان جشن زمين و گرامي داشت عشق است كه هر دو در كنار هم معنا پيدا مي كردند. در اين روز زنان به شوهران خود با محبت هديه مي دادند. مردان نيز زنان و دختران را بر تخت شاهي نشانده ، به آنها هديه داده و از آنها اطاعت مي كردند.
 
"اطلاع داشتن از فرهنگ هاي ساير ملل" و "مرعوب شدن در برابر آن فرهنگ ها" دو مقوله كاملا جداست. با مرعوب شدن در برابر فرهنگ و آداب و رسوم ديگران ، بي اينكه ريشه در خاك  ، در فرهنگ و تاريخ ما داشته باشد ، اگر هم به جايي برسيم ، جايي ست كه ديگران پيش از ما رسيده اند و جا خوش كرده اند...!

* * * * * * * * * *

با تشکر از HydroForum Group

* * * * * * * * * *

 در پناه حق

 

 

| +|

یادگاری از ღ خانوم کوچولو ღدرسه شنبه 23 بهمن1386 ساعت23:27
بازی ...  
 

" هوالمحبوب "

 

سلام ...
بی مقدمه ...
هستی عزیز   تو یه بازی وبلاگی دعوتم کرده ( مثل اینکه دوباره موج جدیدی از این بازیها وارد وبلاگستان شده ، می خواسته از موج هوای سرده تو کشور کم نیاره  ) و برای اینکه بهش ثابت کنم که خاطرش برام عزیزه و به هیچ وجه ازش دلخور نیستم و اصلاً دلیلی نداره ، دعوتش رو لبیک گفتم  ...
اگه حضورم کم شده اول به خاطر امتحانات بوده و هست و دومین و سومین دلیلی که مزیت بر علت شد زمین خوردن دو هفته پیشم بود و چند روز موندن تو خونه و از جا تکون نخوردن و سرماخوردگی بعدش و باز هم همچنان امتحان  ...
حالا اینجوری و با این پست یه آنتراک به خودمون میدیم   ...

1- خودتو معرفي كن:
خانوم کوچولو ، 22 ساله ، تهران ...

2- خصوصيات:
اگه کسی رو دوست داشته باشم براش حاضرم جون بدم ، اگه از کسی بدم میاد به عینه نشون میدم و اصلاً اهل تظاهر نیستم ، فوق العاده مغرورم ولی متکبر نیستم ، خوونه و خانواده  برام در درجه ی اول هستن و بعد دوستام ، هوشم خووبه ولی اصولاً تنبلی می کنم ، اگه تصمیم بگیرم کاری رو انجام بدم هیچکس و هیچکس و هیچکس جلو دارم نیست  و اگه نخوام کاری رو هم انجام بدم به همین طریق !  ، اصولاْ به همه چی خوش بینم و دوست دارم جنبه های مثبت یه مسئله رو در نظر بگیرم ، سعی می کنم با همه خوب برخورد کنم و اجتماعی باشم  ، معمولاً اگه تو یه جمعی باشم می تونم به راحتی اون جمع رو با اهدافم هدایت کنم ، کارای گروهی رو ولی خیلی دوست ندارم و معمولاً ترجیح میدم به تنهایی کاری رو انجام بدم ، اگه عصبی و ناراحت بشم به حد مرگ می خورم   ، از اینکه کسی گریه ام رو ببینه به شدت ناراحت میشم و احساس میکنم غرورم شکسته و ......

3- فصل مورد علاقه:
بهار و
تابستون

4- رنگ مورد علاقه:
آبی و
سبز

5- غذاي مورد علاقه:
چند تا غذا هست که اصلاً دوست ندارم مثل خورشت بامیه و غذاهایی که توش قارچ باشه و ...
و اما ...
قرمه سبزی مامان   ...
خورشت به خاله  ...
قیمه مادرجان  ...
و از غذاهای بیرون :
کباب بختیاری  و جوجه چینی   و از فست فود ها همبرگر  یا چیزبرگر رو ترجیح میدم ...

6- ميوه مورد علاقه:
همه ی میوه ها رو دوست دارم ولی اگه یه ظرف میوه بذارن جلوم معمولاً اونی که بیشتر دوست دارم رو آخر می خورم که مزه اش تو دهنم بمونه   ...

7- موسيقي مورد علاقه:
بستگی به حالم داره ، یه وقت با یه موسیقی سنتی عشق می کنم و یه وقتایی با یه موسیقی پاپ و حتی بعضی وقتها با درپیت ترین موسیقی ها !  

8- بدترين ضد حالي كه خوردم:
الان یادم نیست !

9- ناشيانه ترين كاري كه كردم:
کاری که تو مهر ماه کردم برای یه تصمیم مهم و الان به شدت پشیمونم ...

10- بهترين خاطره:
خاطره ی خوب زیاد دارم و نمی تونم بگم کدووم بهتره  ، چون هر کدووم جذابیت های خاص خودشونو دارن ...

11- كسي كه بخوام ملاقات كنم:
از بچگیم دوست داشتم حضرت زهرا (س) رو ببینم ...
و اگه آدمهای دیگه رو در نظر بگیرم معمولاً از ملاقات کردن دوستهام و برخی از اعضای فامیل سیر نمیشم ...

12- كسي كه نخوام ملاقاتش كنم:
همون بهتر که نگم ...  

13- براي كي دعا مي كنم:
برای کسانی که دوسشون دارم و برام مهمن ، حتی اگه بهم نگن که دعاشون کنم ...
هنوز به اون درجه از معرفت و بزرگی نرسیدم که برای غیر از اینا هم دعا کنم !

14- موقعيت من در ده سال آينده:
خب همیشه گفتن که آدم از یه ثانیه بعدش هم خبر نداره ...
ولی من با پیش فرض های تو ذهنم آینده ی خوبی رو برای خودم می بینم   ...
از نظر کاری می دونم و امیدوارم که بتونم وکیل موفقی باشم   ...


خب ببخشید طولانی شد ...
گویا باید 5 تا از دوستان رو هم دعوت کنم   ...
1
۱ - سلطان بانوی عزیزم  و داداش ممد  که هر کدووم جداگانه بگن ... 
۲ - بهار خانوم گل
۳ -  فرزانه ی عزیز   
۴ - آلوچه خوشمزه

موفق و پاینده باشین ...


* * * * * * * * * *

 در پناه حق

 

| +|

یادگاری از ღ خانوم کوچولو ღدردوشنبه 8 بهمن1386 ساعت20:30